او هم‌چنين بخش شمالي ترعه‌ٴ بزرگ را ساخت‌، كه خانبالغ را به رود زرد مي‌پيوست‌؛ بخش‌ ديگر آن كه رود زرد را به هانگ چو پايتخت سابق سلسله‌ٴ سونگ مي‌پيوست خيلي قديمي‌تر بود. بخشي كه او ساخت قريب 800 كيلومتر طول داشت‌، ولي طول تمام ترعه‌ٴ بزرگ بيش از 2000 كيلومتر است‌.1
در 1280، رود زرد تاسرچشمه‌ٴ آن (در ناحيه‌ٴ كوكونور) پوييده شد. او فرستادگاني به ممالك‌ دوردست فرستاد، از قبيل شمال هند، جنوب آفريقا، و حتي ماداگاسكار .در 1287، سفيراني از شرق هند وسيلان به حضورش بار يافتند.
قوبيلاي‌، اقدامات چنگيزخان را براي تربيت ملتش دنبال كرد. در 1287، فرهنگستان هان ـ لين يوآن‌2 را كه مينگ هوانگ (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ هشتم‌، ج 1، ص 500) تأسيس كرده بود به‌ رسميت شناخت‌.
قوبيلاي فرمان داد تا مساعي چنگيزخان براي به كتابت درآوردن زبان مغولي دنبال شود. در 1269، لامايي به نام فاگسپا3 خطي براي زبان مغولي ابداع كرد كه از خط تبتي اقتباس شده بود و به صورت قايم نوشته مي‌شد. همين فاگسپا قوبيلاي را به دين بودايي درآورد. او در 1279، فوت كرد.
از سال 1236، يك چاپ‌خانه‌ٴ دولتي در خانبالغ وجود داشت‌. قوبيلاي پس از فتح پايتخت‌ دولت جنوبي باسمه هايي را هم كه در كيانگ سي يا هوانگ هو بود بدان‌جا فرستاد و بر ظرفيت‌ و اهميت اين چاپ‌خانه بسيار افزود. در 1293، فرمان داد تا فرهنگستان و چاپ‌خانه و چاپ‌ كتاب به زبان‌هاي مغولي و چيني تحت نظر شخص واحدي اداره شود.
با اين كه قوبيلاي تحت نفوذ فاگسپا قرار گرفت‌، كه لاماي متعصبي بود، او كنفوسيوسي هم‌ بود و نسبت به اديان ديگر بردباري داشت‌، مگر نسبت به دين تائويي‌. مثلاً او جز مدت كوتاهي‌ (شورش احمد در 1282 ـ 1289) نسبت به مسلمانان علاقه‌مند بود. در 1281، موجب شد تا همه‌ٴ آثار تائويي جز تائوته چينگ سوزانده شود. هيئتي را به تورفان فرستاد تا نسخه‌هايي از كتاب‌هاي مقدس بودايي رابه دست آورند. هيئتي مركب از 29 دانشمند تبتي‌، چيني‌، اويغوري‌، و هندي زير نظر ساسكيا پانديتا به مقابله‌ٴ كتاب ديني تبتي با متن‌هاي سانسكريتي و چيني آن‌ پرداخت‌؛ در نتيجه پس از مرگ قوبيلاي‌، در سال 1310، ساسكيا لاما، تانجور را به زبان مغولي‌ ترجمه كرد.
قبلاً يادآور شديم كه چوهسي سال‌نامه‌هاي سسو ــ ماكوانگ را اصلاح كرد. در 1282، اين‌


Dominique Gandar' "Le canal imperial", Varietes sinologiques, no. 4 ,80  p.,maps and plans Shanghai 1894  .1
Han-lin yuan .2
Phagspa (phagpa, Bashpa...... ) .3